![]() |
![]() |
|
| کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد |
|
یه روز با هم قرار گذاشتیم که واسه همیشه همدیگرو دوست داشته باشیم
روی کاغذ دلامون بنویسیم که هرگز همدیگرو فراموش نکنیم من خودکاری برداشتم و پر رنگ نوشتم که " هرگز فراموشت نخواهم کرد" اما ندونستم چرا اون منو فراموش کرد ....؟؟!! تا اینکه یه روز فهمیدم که اون تنها با مدادی فریبم داد....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/06/21ساعت 16:36 توسط سارینا |
|
|
زیر پایم دانه زد نیامدی
سایه ام جوانه زد نیامدی دل به راه دور تو به صد امید از ره میانه زد نیامدی چشم من به هر کسی نمی رسد تا تو را نشانه زد نیامدی طاقتش به مرز آسمان رسید هم به سر و نشانه زد نیامدی عشق تو بهانه دلم شد و در تنم جوانه زد نیامدی دیر کردی و دلم برای تو سر به هر کرانه زد نیامدی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/06/01ساعت 15:19 توسط سارینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اگه من یه ارزو داشته باشم اینکه اشکهای تو باشم تا متولد بشم در چشمات و بمیرم رو لبات اما اگر تو اشکای من باشی هیچ وقت گریه نمیکنم از ترس اینکه تورو از دست بدم
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|