![]() |
![]() |
|
| کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد |
|
دو خط موازي زائيده شدند . پسركي در كلاس درس، آنها را روي كاغذ كشيد دو خط موازي چشمشان به هم افتاد . و در همان يك نگاه قلبشان تپيد . و مهر يكديگر را در سينه جاي دادند . خط اولي گفت میتونیم خانه اي داشته باشيم در يك صفحه دنج كاغذ .
خط دومي گفت : من هم ميتونم خط كنار يك گلدان چهار گوش گل سرخ بشم ، يا خط كنار يك نيمكت خالي در يك پارك كوچك و خلوت . چه شغل شاعرانه اي و حتما زندگي خوشي خواهيم داشت !!!
L دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند دو خط موازي لرزيدند . به هم ديگر نگاه كردند . و خط دومي زد زير گريه خط اولي گفت نه اين امكان ندارد حتما يك راهي پيدا ميشه . خط دومي گفت شنيدي كه چی گفتند !!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هيچ راهي وجود ندارد، ما هيچ وقت به هم نمي رسيم و دوباره زد زير گريه
ما از صفحه خارج ميشيم و دنيا را زير پا ميذاريم . بالاخره كسي پيدا ميشود كه مشكل ما را حل كند.
آنها از دشتها گذشتند ... شيمي دان گفت : شما دو عنصر غير قابل تركيب هستيد . اگر قرار باشد با يكديگر تركيب شويد ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد .
دو خط موازي او را هم ترك كردند و باز هم به سفرشان ادامه دادند
خط اولي گفت : اين بي معنيست .
خط اولي گفت : در آن بوم نقاشي حتما آرامش خواهيم يافت .
عاشقانه به هم مي رسيد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/05ساعت 15:52 توسط سارینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اگه من یه ارزو داشته باشم اینکه اشکهای تو باشم تا متولد بشم در چشمات و بمیرم رو لبات اما اگر تو اشکای من باشی هیچ وقت گریه نمیکنم از ترس اینکه تورو از دست بدم
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|