![]() |
![]() |
|
| کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد |
|
هر وقت می خورم سیبی،یاد طعم عشق می افتم! یاد جمله:عشق،سیب است و در خیال خود به باغ سیبی می روم،از درخت می چینم سیب سرخی را .... به یادت گاز می زنم از آن، می خورم تا آخرین گاز سیب را ! بعد از آن سیب سرخ دیگری چیدم،دادم برایت آن را. برداشتی سیب را،بوییدی آن را و چشیدی طعمش را. پس با چشمان پر فروغت گفتی: << سیب سرخ یعنی عشق >> شاید هم گفتی: << سیب سرخ می دهد طعم عشق >> باز در رویایم می بینم روزی با هم از درخت سیبی، سیب سرخ عشق را چیدیم. و با هم طعم عشق را چشیدیم تا بدانم و به دیگران بفهمانیم که سیب می دهد طعم عشق ، و چه طعم خوشی! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/03/05ساعت 13:22 توسط سارینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اگه من یه ارزو داشته باشم اینکه اشکهای تو باشم تا متولد بشم در چشمات و بمیرم رو لبات اما اگر تو اشکای من باشی هیچ وقت گریه نمیکنم از ترس اینکه تورو از دست بدم
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|